السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

هر وقت خورشید کفاف دلت را نمی دهد، دل به این ضریح بارونی
خوش می کنی، دل به این پنجره آبی، که آفتابی ترهستی در
آسمان عزیزش جاریست.
این ضریح ایلیاتی ، یادگار بارش یکریز دلهایی است که نسبتی با نورو آینه وعشق داشته
اند و گاه و بیگاه مفاتیح باران را زمزمه کرده اند، زمزمه کرده اند و باریده اند، باریده اند و
روییده اند، روییده اند و پرپر شده اند.
هر وقت خورشید کفاف دلت را نمی دهد، می آیی به این ملکوت آباد خیس،با پرنده های
خیس،با آوازی خیس،با آسمانی خیس، می آیی تا به رسم امانت دلی را که نداری به باران
بسپاری.
![]()

خونه زاد حرم
از انتهای ناله هام ، از پشت چشمای ترم بغض گلوم داد می زنه : « من خونه زاد حرمم »
گنبد پر نور رضا ایستگاه اول ، آخره تموم دنیا یه طرف ، پر زدن اینجا محشره
اینجا به جز کبوترا ملائکه پر می زنن اینجا همه سائلن و حلقه رو بر در می زنن
صابخونه ی کریم ما ، آخر عشقه به خدا مشهد مدینه اس،کربلاس،مشهد دمشقه به خدا
اینجا واسه زیارتهام اذن و اجازت می گیرم با آب سقاخونه هاش غسل شهادت میگیرم
شکوه ایوون طلا وجودم رو تکون می ده از کرمش امام رضا به ماها آب و دون می ده
وقتی پرای خسته ام رو به گنبد تو می کشم انگار میرم به کربلا ، طعم غریبی می چشم
می خوام بگم ترانه هام وقف صفای حرمت بیا بشین تو قلب من ، خونه فدای قدمت
تموم عشق من اینه که ریزه خوار تو باشم بین تموم عاشقات ، عاشق زار تو باشم
نبض رضا رضا رضا ، طپش طپش های دلم دلم نمیاد که بخوام از حرمت جایی برم
شعر : آقای رضا قاری زاده
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:50 بعد از ظهر توسط یکتا




