لیالی قدر - شهادت حضرت علی رو به شما شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می کنم
یکشنبه هشتم مهر 1386

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِالْقَدْرِ(۱) وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲) لَیْلَةُ الْقَدْرِخَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ
شَهْرٍ(۳)
تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَابِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ(۴) سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ
الْفَجْرِ (۵)
بیگمان این قرآن را در شب قدر نازل کردیم. پس تو چه میدانی که شب قدر چیست. شب قدر بهتر است از هزار ماه است.فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگار شان برای تقدیر هر کار نازل میشوند.شبی مملو از کرامت و برکت تا طلوع صبح.

نسیم نیایش
پروردگارا، شهادت می دهم كه تو عظیمی، عظیم تر آن كه وصف شوی!
آنقدر رحیمی كه من هر چه معصیت نمایم، باز راه نجاتی به رویم می گشایی و حتی آن زمانی كه
آتش گناه، همه ی بال و پرم را بسوزاند، حجت خویش را بالای سرم می فرستی تا شب هنگام كه
من سر در بالین غفلت نهاده ام، برای گناهانم طلب استغفار نماید، در حالی كه من آنقدر غافلم كه
حتی نمی دانم تا كدامین ناكجا آبادی در ورطه ی فنا و نیستی، فرو رفته ام.
آنقدر كریمی كه چون دانستی یک سال را در غفلت و بی خبری گذرانده ام، ضیافتی را بر پا كردی و
یک ماه مرا مهمان این سفره ی كرامت نمودی.
آنقدر عزیزی كه شبهای قدر را به من دادی و تا سپیده ی صبح، سلام ملائكه ات را بر من فرو
فرستادی و باز هم فرصتی دیگر به من عطا نمودی كه به پیش خودت باز گردم.
محبوبم، حال كه آغوش مهربانی ات را در این شب بر من گشودی، از تو می خواهم تا مرا به مهمانی
پرنده ها ببری همان پرندگانی كه صیادان در كمین نشسته، هجرتشان دادند، همان پرندگان شكسته
بالی كه لیلة القدر را تفسیر به آنان نمودی.
آری، گر چه می دانم كه ادراک لیلة القدر را من نمی توانم دریابم، ولی می دانم كه سایه ی كرامت
و رحمت تو در این شب بر سر عالمیان پهن است، پس در همین شب از تو می خواهم كه مرا با آن
پرستوی مهاجر به مهمانی ابرها ببری، همان پرستوئی كه بالش را شكستند و قدرش را ندانستند،
همان پرستوئی كه تفسیر لیلة القدر را به او كردند.
و لیلة فاطمه (سلام الله علیها) و القدر، قدر الله، فمن عرف فاطمه (علیهاالسلام) فقد ادرک لیلة القدر
(و شب یعنی همان فاطمه و قدر یعنی قدر الله، پس هر كس فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) را
بشناسد، شب قدر را درک كرده است.

آفرینش فرشتگان
پس آنگاه آسمان های بلند را از هم گشود ، و مملو از فرشتگان مختلف ساخت ،
گروهی از آنان همیشه به سجده اند و رکوع اند و قیام نمی کنند.
ویا در صفوفی که هرگز از هم پراکنده نمی گردند قرار دارند ،
ویا همواره تسبیح می گویند و خسته نمی شوند ،
هیچ گاه خواب چشمان آنان را نمی پوشاند و عقول آنها گرفتار نسیان و سهو نمی گردد ، بدن آنها به سستی نمی گراید ، و غفلت و نسیان بر آنان عارض نمی شود .
و گروهی دیگر امینان وحی او ، و زبان او به سوی پیامبرانند ، و پیوسته برای رساندن حکم و فرمانش در رفت و آمدند.
و جمعی دیگر حافظان بندگان اویند و دربان بهشت او،
بعضی از آنها پایشان در طبقات پایین زمین ثابت ، و گردانهاشان از آسمانِ بالا گذشته ، و ارکان وجودشان از اقطار جهان بیرون رفته و کتف های آنان برای حفظ پایه های عرش خدا آماده است ، و در برابر عرش او ، چشم را پایین افکنده اند و در زیر آن بالها را به خود پیچیده اند ، در میان آنان با کسانی که در مراتب یایین تر قرار دارند حجابهای عزت و پردهای قدرت فاصله انداخته ، هرگز پروردگار خود را با نیروی وهم تصور نکنند ....
و صفات مخلوقان را برای او قائل نشوند ، هرگز وی را در مکانی محدود نمی سازند ، و با امثال و نظائر به او اشاره نمی کنند !!
نهج البلاغه ، خطبه ی اول


[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:55 بعد از ظهر توسط یکتا





